تب و تابي ندارد اين دل تنگنگاهش سانِ دلداران همي تنگغرور رفته بر بادش همين جاسرشك و اين تبسم ها همي تنگبه اغوا مي كشد چشمان مستتبه اقوا، مي كشاند زين دل تنگخزان باشد نبودت در بهاراننفس باشد ولي تنها نفس تنگچو نامش برد عبد، با نام بُردارنفسهايش به هِن هِن شد نفس تنگعبد
اقوا=فقير شدن
نام بُردار=نيك نام
برچسبها: تب و تابي ندارد اين دل تنگ محمد قاسمی عبد
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:28  توسط محمد قاسمی (عبد)
|
برچسب:
نویسنده: هلیا موسوی
تاريخ: سه
شنبه
16 آبان
1396 ساعت: 23:16