شافی بهشت - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:13
از بدو تولد مرا غلام خواندنددر گوشِ چپ و راست من ذكر بخواندندبر روي لبم ذكر نبي (ص) را نشاندندآن ديده ي نو زاده به توحيد فشاندنداز اول و آخر به دلم پيام دادندبر خلدبرين،جنات نعيم برات دادنداز اهل كرامت همي نقل شنيدماز پير فقاهت همي خود بديدمگر دلت از عالمي شد انهزاميا كه از هر آدمي شد اهتضامتوشه ات ...
عشق و تنفر - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:13
عشق و تنفر وقتي عاشقت شدمزمستان بود هوا سرد و برفي تو آسمون دلم هزار دلتنگيشيشه دلت مانند دل منپيمانه ام ترك برداشته بودنمي دانستم علاقه ام را بگويم يا نهتپش هاي قلبم را ميشنيدمبا خود كلنجار رفتمتا حرف دلم را بگويمتا به چهارراه كه رسيدمبا سوالي ساده نظرت را پرسيدم تو در جواب سوال؟علاقه ات را گفتي ال...
مزورانه - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:13
دلگير و نفسها همه تنگ استاين قصه ز آغاز به ننگ استكو نشان زان عدل مولايم كنونگاهِ گفتن مي شوند مولا چنونگَه ز هنگام عمل ، گو خامدستيبه وقت نصرت اهل ،كام ِمستيآن يكي زان نسل احمد گو نشانموعد ياري ز احمد بي نشانزان يكي همنام مولا نام دارگَر ز هنگام ادا شد ، خام داربشنو از نور چارم زين سخن هر كه با هر ...
جامانده - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:13
واقعاً واقعه اي وقف حقائق شده بودبي سبب ابن علي وَقع وقائع شده بود؟كي دهند زين عاقلان تن، بر دَغمسهليكن،مصلحت جستن سو بر مخمصهزان فرا خوانده عالم همي شيب و تيبكي رسد بر عالم والا همي تيب و شيبگر كنون، اربعيني زان كربلائيها گذشتكي رود از يادها ،اين بلاها سر گذشت توشه و كوله بار زِ عزم سفر كنون ببندسو...
ساقی - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 23:16
ساقیا چشم خمارت دلربایی میکند دل برای دیدنت لحظه شماری میکند عبد اگر بیند خم ابروی تو تا قیامت دلربایی میکند عبدبرچسبها: عبد ساقیا دلربایی محمد قاسمی متخلص به عبد + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:12&nbsp توسط محمد قاسمی (عبد) |
هجران - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 23:16
مست کن چنان باده ی نابی آیددر هیاهوی بهاران نفسی می آیدبوی سبزی می زند اندر خیالاتم چنونتا رساند دلبرم اندر کناراتم جنونچشمهایش می رود سان چمنزاران مستکی شود از دیدنش باران میساران،مستدیده بگشاید ازین چرخ فلک های هایتا بگیرد،بشکند چرخ فلک وای وایمی ر
مدعیان - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 23:16
ديده بگشا و ببين دور و برتاين رفيقان كمينِ دون و پرتهر يكي خود اِدَّعي بر عمومكي شوند خود ادعايي بر عمومزين يكي علامه ي دهري بودليك از علامه گي نِهلي بودزان يكي خودبين اخلاق خودَستليك زين اخلاق إز خود،بي خودَستانجمن آراي جمع عالي بُودليك از آرايگي خا
نفس تنگ - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 23:16
تب و تابي ندارد اين دل تنگنگاهش سانِ دلداران همي تنگغرور رفته بر بادش همين جاسرشك و اين تبسم ها همي تنگبه اغوا مي كشد چشمان مستتبه اقوا، مي كشاند زين دل تنگخزان باشد نبودت در بهاراننفس باشد ولي تنها نفس تنگچو نامش برد عبد، با نام بُردارنفسهايش به هِن
تقوا - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 23:16
بی تفاوت نگذرد زین روزگارتا نماند در دلت غم یادگارگر خوشی باشد تمام لحظه ها !شکر گو باشی خداوند سما؟یا که با سرمستی از آن بگذریلیک با عشرت از آن ذات برینامه ی اعمال تو باشد سیاه؟زان همه رفتار تو باشد تباه؟چون ترا باشد همی طغوا کنونمیروی تا منتها ، زا
درد دل - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 23:16
زِ سر فتاده شد،سر به نيزه چنونسر كه نِي جان به لب رسيده كنونكجا برد مرا، زين عمر مختصر تنددگر تاب نمانده،به وجدامده جنونسوز دل زِ رفيقان ، گرد تألم خصم بادا بِه، زِ رفيقان نِكونزين انجمن متباين،نِقمَت زِ غمهر يك ز منسبي شد مدعي بفنونغم شِبه، خارمغيلا